آدم ها همه چیز را همین طور
حاضر و آماده از مغازه ها می خرند...
اما چون مغازه ای نیست که دوست معامله کند،
آدم ها مانده اند بی دوست...!

اگه قرار بود هرکسی
بزرگترین غمش رو برداره و ببره تحویل بده،
با دیدن غمهای دیگران
آهسته غمش رو توی جیبش میگذاشت و
به خونه برمیگشت...
باور کن ;)

ندگی زیباست، تماشاییست!
چرا زیبا نمی بینیم؟
چرا گاهی به پای این همه خوبی نمی شینیم؟
چرا با هم نمی خندیم؟
مگر دنیا چه کم دارد؟
ببین این آسمان آبی ست
ببین دنیای ما آکنده از پاکی ست
و خوبی تا ابد پاینده می ماند...
تو باور کن
همین کافیست...!

کودکی من ....
شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست...؟
چه بگویم با تو ؟
دلم از سنگ که نیست
گریه در خلوت دل ، ننگ که نیست
چه بگویم با تو ؟
که سحرگه دل من باز از دست تو ای رفته ز دست
سخت در سینه به تنگ آمده بود
دل کندن از اون همه عشقی که به تو داشتم
منو به جایی رسوند که حالا ،
تو چشمای یکی دیگه زل بزنمو بگم:
عاشقمی؟!!
خب به درک...!!
دلت که گرفت ، دیگر منت زمین را نکش
اگر هیچکس نیست ، خدا که هست . . .
راه آسمان باز است ،
پر بکش
او همیشه آغوشش باز است ،
نگفته تو را میخواند. ..


دیـوآنـہ ےِ روزْهآیـے هَسْتـ ـَم
کـہ مِهـربآ?? میشَوے . . .
حَتـّے اَگـ َـرْ نَـدآنمْ چـرآ!
.: Weblog Themes By Pichak :.